تبلیغات
حکایت های قدیمی،داستان های آموزنده - زاهد و آسیابان
 
حکایت های قدیمی،داستان های آموزنده
با خواندن این مطالب اندیشه ات را متفاوت کن...
درباره وبلاگ


این وبلاگ تقدیم به شما دوستان
امید وارم به درد تان خورده باشد.
به کارتان آمده باشد.
لطفا نظر بگذارید
با تشکر

مدیر وبلاگ : amir hossein
نویسندگان
نظرسنجی
برای مطالب گذاشته شده چه مبلغی میدهید؟










صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
آپلود عکس
کوتاه ولی جالب و آموزنده ، این داستان رو با دقت بخوانید...

زاهدی کیسه ای گندم نزد آسیابان برد.آسیابان گندم او را در کنار سایر کیسه ها گذاشت تا به نوبت آرد کند.
زاهد گفت : اگر گندم مرا زودتر آرد نکنی دعا می کنم خرت سنگ شود.
آسیابان گفت :تو که چنین مستجاب الدعوه هستی  دعا کن گندمت آرد شود.




نوع مطلب : داستان کوتاه، 
برچسب ها : زندگی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 2 اسفند 1394
amir hossein
پنجشنبه 24 فروردین 1396 02:43 ق.ظ
Hi there! This post couldn't be written any better!
Reading through this article reminds me of my previous roommate!
He always kept preaching about this. I am going to send this post to him.
Fairly certain he's going to have a great read. Thanks for sharing!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.