تبلیغات
حکایت های قدیمی،داستان های آموزنده - پیر مرد و پیر زن
 
حکایت های قدیمی،داستان های آموزنده
با خواندن این مطالب اندیشه ات را متفاوت کن...
درباره وبلاگ


این وبلاگ تقدیم به شما دوستان
امید وارم به درد تان خورده باشد.
به کارتان آمده باشد.
لطفا نظر بگذارید
با تشکر

مدیر وبلاگ : amir hossein
نویسندگان
نظرسنجی
برای مطالب گذاشته شده چه مبلغی میدهید؟










صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
آپلود عکس
قدر لحظه ها را بدانیم...

زن و شوهری پیر با هم زندگی می کردند.
پیر مرد همیشه از خر و پف همسرش شکایت داشت و پیر زن هرگز زیر بار نمیرفت و گله های شوهرش را به حساب بهانه گیری او می گذاشت.
این بگو مگو ها همچنان ادامه داشت تا اینکه یک روز ...
پیر مرد برای آنکه ثابت کند زنش در خواب خر و پف می کند و آسایش او را مختل می کند ، ضبط صوتی را آماده کرد و شبی همه سر و صدا ها و خرناس های گوش خراش همسرش را ضبط کرد.
پسر مرد صبح از خواب بیدار شد و شادمان از اینکه سند معتبری برای ثابت کردن خر و پف های شبانه او دارد ، به سراغ همسر پیرش رفت و او را صدا زد.
غافل از اینکه زن بیچاره به خواب ابدی فرو رفته بود...
از آن شب به بعد خر و پف های ضبط شده پیر زن ، لالایی آرام بخش شب های تنهایی او بود...




نوع مطلب : داستان کوتاه، 
برچسب ها : زندگی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 2 اسفند 1394
amir hossein
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.