تبلیغات
حکایت های قدیمی،داستان های آموزنده - عتیقه فروش
 
حکایت های قدیمی،داستان های آموزنده
با خواندن این مطالب اندیشه ات را متفاوت کن...
درباره وبلاگ


این وبلاگ تقدیم به شما دوستان
امید وارم به درد تان خورده باشد.
به کارتان آمده باشد.
لطفا نظر بگذارید
با تشکر

مدیر وبلاگ : amir hossein
نویسندگان
نظرسنجی
برای مطالب گذاشته شده چه مبلغی میدهید؟










صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
آپلود عکس
عتیقه فروش

عتیقه فروشی در روستایی به منزل رعیتی ساده وارد شد.
دید کاسه ای نفیس و قدیمی دارد که در گوشه افتاده و گربه ای در آن آب میخورد.
دی اگر قیمت کاسه را بپرسد رعیت ملتفت مطلب می شود و قیمت گرانی بر آن می نهد.
لذا گفت : عمو جان چه گربه قشنگی داری آیا حاضری آن را به من بفروشی؟
رعیت گفت : چند میخری؟
گفت : یک درهم.
رعیت گربه را گرفت و به دست عتیقه فروش داد.
عتیقه فروش پیش از خروج از خانه با خونسردی گفت : عمو جان این گربه ممکن است در راه تشنه شود بهتر است کاسه آب را هم به من بفروشی.
رعیت گفت : قربان ، من با این کاسه تا به حال پنجاه گربه فروخته ام ، کاسه فروشی نیست ، عتیقه است.


نتیجه :

هرگز فکر نکنید دیگران احمق هستند...




نوع مطلب :
برچسب ها : زندگی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 28 بهمن 1394
amir hossein
چهارشنبه 23 فروردین 1396 09:24 ب.ظ
Hi, after reading this amazing piece of writing i am as well
happy to share my experience here with friends.
amir hossein Hi Please attribution
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.